جانت هم گرفتند دم مزن

خرید بک لینک

سکینه چرا اینقدر با من یکم به دو میکنی مگر نمیبینی دارند میبرندش پس چرا سد راهمی؟ یک هفته بود میدیدم که بچه قرتی ای که مثلا از نظمیه نیست و استتار کرده دارد کشیک آقا جانم را میکشد. من هنوز فداکارتر از او پدری ندیده ام، چون با اینکه وقت سر خواراندن هم ندارد و کلی کار و کوشش میکند تا ما حداقل زندگی را داشته باشیم، ولی باز گاهی اوقات مرا تا مدرسه ام میرساند. حیوانی، زشت است آدم با آدم اینگونه صحبت کند، ولی حیوانی دارد زیر شرایط و فشار کاری و اضطراب از دست دادن همین چندرقاز حق زن و بچه اش له میشود. برو باباجان جانم فدایت. من شده شب را همراه رئیس مفت خور نظمیه بگذرانم، میگذرانم ولی ثابت میکنم که مظلوم کیست_ بعد از آنکه بردنش، دخترک از عجز و لابه فریاد مظلوم یعنی ما زانوانش شکست و زمین نشست_ سکینه تو شاهد بودی که او جز حق الزحمه اش بابت دگرقدرتی چیز دیگری برنداشت، او مگر حق مظلوم خور است. اون چند سکه سیاهی هم که از بانک قرض گرفت قول داد روزی برگرداند و آنها هم گفتند حرف امثال زحمت کشی چون شما سند است و به او دو سکه هم بابت خوش قولی اش چشم روشنی دادند. او حتی مردانگی را تمام کرد و رفت شهادت داد که آن مردک وطن فروش که آقا را بی اجازه محکوم به فساد پولی و دگر نوازی و دیگر خزعبلات کرده بود، نوکش کج است، رفت و گفت که انجیر بی نمک قبلی های طاغوتی را خورده. حیوانی آقام بیگناه است، از نمک رضاییه روشنتر. الهی دست هرچه نمکنشناش قدر زحمت کش، منت نمیگذارم ولی امثال آقام را، قلم کن.

سر آغاز کار...

ما را در سایت سر آغاز کار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 5:35

صفحه بندی